اخبار و مطالب ویژه : مشترک بیا تو بندر شوید

Bia2BND
بازدیدکنندگان محترم بیاتوبندر.
شما دوستان با وارد کردن ایمیل خود در کادر زیر و تایید آن درخواست عضویت در فیدبرنر بیاتوبندر را می دهید. سپس میل تایید برای شما ارسال می شود و در صورت تایید آن میل جدیدترین مطالب سایت شامل داستان های زیبا , بیوگرافی هنرمندان , فال و طالع بینی , سرگرمی و طنز , عکس های زیبا , پیامک و جک , دانستنی ها , انواع ترفندها و دیگر مطالب ارسالی بیاتوبندر برای شما میل می شود.با این کار هیچ پستی را از قلم نیندازید.موفق باشید

پیشنهاد ما به شما

تابلو سازی و پارچه نویسی آفتاب گویا

موضوعات

    اخبار / اطلاعیه

    تازه ها

    فروشگاه بیا تو بندر

    داستانک های زببا

    بیوگرافی هنرمندان

    فال و طالع بینی

    حسین پناهی

    سرگرمی و طنز

    هرمزگان

    گالری عکس

    مذهبی

    خودرو

    اس ام اس و جک

    ورزشی

    رادیو و تلویزیون

    عمومی

    اقتصادی

    سیاسی

    آموزش های کاربردی

    دانستنی ها

    پزشکی و سلامت

    ترفند ها

    ترفند ویندوز

    ترفند اینترنت

    ترفند رجیستری

    ترفند برنامه

    ترفند یاهو

    ترفند موبایل

    دانلود نرم افزار

    آیکون

    فونت

    ابزار هک

    ابزار عکس

    ابزار ویندوز

    ابزار اینترنت

    ابزار صوتی

    ابزار موبایل

    ابزار طراحی

    ابزار فارسی

    ابزار کاربردی

    ابزار مولتی مدیا

    ابزار دانلود و آپلود

    ابزار آنتی ویروس

    کاربردی ها

    مقالات

    سخت افزار

    معرفی سایت

    دعوتنامه رایگان

    فتوشاپ و گرافیک

    مطالب درخواستی

    Ebook & PDF & SWF

    کدهای جاوا اسکریپت

    سرگرمی و تفریح

    فیلـم

    حرف دل...

    آهنگ ایرانی

    آهنگ خارجی

    بازی رایانه ای

    آیا می دانید که...

    بخش موبایل

    رینگتـون

    کلیپ موبایل

    ابزار موبایل

    بازیهای موبایل

    گوشیهای موبایل

    ترفند های موبایل

    عکس و تـــم موبایل

عضویت

دوست دارید اولین خواننده
مطالب جدید در بیا تو بندر باشید؟

شما هم به جمع ما بپیوندید

آدرس ایمیل خود را اینجا بگذارید
تا آخرین مطالب بیا تو بندر
برایتان ایمیل شود.

ایمیل شما نزد من محفوظ
و عضویت تان هر لحظه
با یک کلیک قابل انصراف است


آمار و اطلاعات

:: بازدید های امروز :
:: بازدید های دیروز :
:: بازدید های این ماه :
:: بازدید های ماه قبل :
:: کل بازدیدها :
:: کل مطالب :
:: بروزرسانی :
:: تاریخ تاسیس سایت : مرداد 86

ترفند موبایل

   عطر قهر | تعداد بازدید: بار

http://www.web.iran-forum.ir/uploads/posts/2010-11/1290365319_41385.jpg?iact=hc&vpx=363&vpy=282&dur=959&hovh=160&hovw=240&tx=105&ty=88&ei=lfAGTZXAIpKs8QOruJg5&oei=lfAGTZXAIpKs8QOruJg5&esq=1&page=1&tbnh=160&tbnw=208&start=0&ndsp=16&ved=1t:429,r:6,s:0
مدت‌ها می‌شود که با شوهرش قهر کرده؛ حرف نمی‌زند.
قهرش طولانی مدت شده بود؛ عادت به قهر داشت، طولانی و زیاد. هر بار هم شوهرش برای آشتی پیش‌قدم می‌شد، اما او دوست داشت این قهرکردن‌ها را. می‌گذاشتشان به حساب ناز کردن! هر روز که شوهرش از کار برمی‌گشت خانه، بدون اینکه متوجه شود، لباس‌هایش را بو می‌کرد تا مطمئن شود بوی عطر هیچ زنی را نمی‌دهد. شوهرش هیچ گاه متوجه این تحت‌نظر بودن نشده بود. اوضاع مرتب بود تا یک روز که کت شوهرش بو می‌داد؛ یک عطر زنانه…
***
مدت‌ها بود همسرش با او قهر کرده بود؛ یک قهر طولانی مدت. هر بار به بهانه‌ای ساده و مسخره قهر می‌کرد و هر بار، این او بود که پیش‌قدم می‌شد، نه همسرش. این بار اما فرق می‌کرد؛ دیگر تحمل این قهرهای کودکانه را نداشت؛ باید کاری می‌کرد. یک روز در راه برگشت به خانه، یک عطر زنانه خرید و کمی از آن را به کتش زد…

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: پنجشنبه 25 آذر 1389 درساعت: 10:49 ق.ظ
برچسب: عطر قهر, قهر, عطر, داستانک, داستان, داستان کوتاه, زن و شوهر, شوهر و زن, ناز کردن, عشوه اومدن, حالا هر چی,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   داستان خیلی کوتاه | تعداد بازدید: بار

http://maadweb.com/wp-content/uploads/2010/10/short-story.jpg

برق‌ها قطع شده بود، صدای آژیر می‌یومد و رادیو هشدار ِ حمله‌ی هوایی می‌داد.
مادرم من رو بغل کرد وُ سراسیمه دوید سمتِ زیرزمین. از ترس گوشه‌ی تاریکِ زیرزمین کِز کرده بودیم که برادرم (انگار چیزی یادش اومده باشه) برگشت سمتِ حیاط.
صدای انفجارها نزدیک وُ نزدیک‌تر می‌شد. انگار داشتن بغل ِ گوشمون رو می‌زدند. صدا اون‌قدر نزدیک شد که مادرم فزیاد زد یا اباالفضل وُ زمین ِ زیر ِ پامون لرزید.
مادرم خیلی بی‌تابی می‌کرد. همسایه‌ها برادرم رو از زیر ِ آوار کشیدن بیرون در حالی که قابِ عکس ِ شکسته‌ی پدرم توو بغلش بود.
بیست سالی از اون اتفاق می‌گذره، حالا من هستم و مادرم که داغ ِ یوسف پیرش کرده، دو تا قابِ عکس روی دیوار و هراس بمب‌افکن‌های آینده…

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: چهارشنبه 24 آذر 1389 درساعت: 07:30 ق.ظ
برچسب: داستان خیلی کوتاه, داستان کوتاه, داستان, کوتاه, خیلی کوتاه,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   داستان عابد و شیطان | تعداد بازدید: بار

بیا تو بندر

در میان بنی اسرائیل عابدی بود.
وی را گفتند: فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند.
ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت: ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!
عابد گفت: نه، بریدن درخت اولویت دارد مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.
عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفتدست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است
عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:کجا؟
عابد گفت:تا آن درخت برکنم؛ گفت دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند در جنگ آمدند.
ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!
عابد گفت:  دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟
ابلیس گفت: آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: سه شنبه 6 مهر 1389 درساعت: 02:37 ق.ظ
برچسب: داستان عابد و شیطان, داستان عابد, داستان شیطان, عابد و شیطان, شیطان, عابد, داستان, داستانک, داستان عبرت آموز, داستان عبرت آمیز, داستان زیبا, داستان خوشگل, داستان جدید,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   تفاوت عشق و ازدواج ! | تعداد بازدید: بار

بیا تو بندر

یک روز پدر بزرگم برام یک کتاب دست نویس آورد
کتابی که بسیار گرون قیمت بود و با ارزش
وقتی اونو به من داد ، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته
و من از تعجب شاخ در آورده بودم
که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده
من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم
چند روز بعد به من گفت کتابت رو خوندی ؟
گفتم : نه ، وقتی ازم پرسید چرا ؟
گفتم : گذاشتم سر فرصت بخونمش
لبخندی زد و رفت
همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت
اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز
من داشتم نگاهی بهش می انداختم که گفت :
این مال من نیست امانته باید ببرمش
به محض گفتن این حرف شروع کردم
با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن
سعی می کردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم
در آخرین لحظه که پدر بزرگ می خواست از خونه بیرون بره
تقریبا به زور اون روزنامه رو از دستم بیرون کشید و رفت
فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت :
ازدواج مثل اون کتاب می‌مونه
یک اطمینان برات درست می‌کنه که این زن یا مرد مال تو هست
اون موقعه که فکر می کنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم
همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم
همیشه می‌تونم شام دعوتش کنم
اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم ،
حتما در فرصت بعدی اینکارو می‌کنم
هر چقدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی
اما وقتی که این باور در تو نیست که این آدم مال منه
و هر لحظه فکر می کنی که خوب اینکه تعهدی نداره
می تونه به راحتی دل بکنه و بره
مثل یه شی با ارزش ازش نگهداری می‌کنی
و همیشه دوست داری تا جایی که ممکنه از بودن با اون لذت ببری
شاید فردا دیگه مال تو نباشه
درست مثل اون روزنامه
حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه !

این تفاوت عشق و ازدواجه !

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: یکشنبه 21 شهریور 1389 درساعت: 02:20 ب.ظ
برچسب: تفاوت عشق و ازدواج, تفاوت عشق, تفاوت ازدواج, عشق و ازدواج, عشق, ازدواج, تفاوت, داستان, داستانک, داستان زیبا,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   تصمیم قاطع مدیریتی | تعداد بازدید: بار

Bia2BND.Com
روزی مدیر یكی از شركت های بزرگ در حالیكه به سمت دفتر كارش می رفت چشمش به جوانی افتاد كه در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میكرد.

جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌كنی؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی !

ما به كارمندان خود حقوق می‌دهیم كه كار كنند نه اینكه یكجا بایستند و بیكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از كارمند دیگری كه در نزدیكیش بود پرسید: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیك پیتزا فروشی بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.»

نکته:
برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی‌شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می‌كنند.

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: جمعه 22 مرداد 1389 درساعت: 03:56 ب.ظ
برچسب: تصمیم قاطع, تصمیم, مدیریت, داستان, داستان زیبا,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   اشتباه موردی (داستان کوتاه) | تعداد بازدید: بار

Bia2BND.Com
كارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید:
 «معنی این چیست؟ شما 200 دلار كمتر از چیزی كه توافق كرده بودیم به من پرداخت كردید.»

رئیس پاسخ می دهد:
«خودم می‌دانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بیشتر به تو پرداخت كردم هیچ شكایتی نكردی.»

كارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد:
 «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش كنم.»

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: چهارشنبه 20 مرداد 1389 درساعت: 03:47 ب.ظ
برچسب: اشتباه موردی, اشتباه, داستان کوتاه, داستان, کوتاه, داستانک,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark

   مصاحبه شغلی (داستانک) | تعداد بازدید: بار

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»

مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می‌كنید؟ »

مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی.

| نظرات ()

موضوع: داستانک ، | نوشته: مصطفی
درتاریخ: جمعه 15 مرداد 1389 درساعت: 01:26 ق.ظ
برچسب: مصاحبه شغلی, مصاحبه, داستان, داستانک, داستان کوتاه,
به اشتراک بگذارید : Share/Bookmark


1 2 3 4 5 6 7 7

   لینک های پربیننده از مطالب سایت

هرمزگان
داستانك های زیبا
گالری عکس های زیبا
ماموران مخفی پلیس سری 2
كاغذ دیواری برای ویندوز
طفلکو چطوری بستند
عکس بازیگران سریال پرستاران
۵ تا عکس از سریال پرستاران
عجب عکسی
بسوزه پدر هر چی عشقه
مردان زن نما در سینمای ایران
CD های جالب
نمایی از داخل خانه خدا
حمل و نقل از راه های خنده دار! (43 عکس)
عکسهای عروسی ضایع! (25 عکس)
آیا جوانان ما در پارک ها درس می خوانند یا به …. ؟!
مدلهای جدید روکش برای اتومبیل (18 عکس)
دخترا ن و دوربینهای عکسبرداری! (26 عکس)
عكس::سیر تکامل تیپ در ایران !!!
حجاب مصونیت است
شیک ترین اتوبوس دنیا
عکسهایی از دوچرخه های جالب و دیدنی
عکسهایی از خلق آثار هنری با شن کش
کیک تولد از نوع ......
ابتکار چند جوان ایرانی و تولید تی شرت از شهدای جنگ
روز جهانی مبارزه بوسیله بالش
عکس های جالب و دیدنی از مگس ها در حال بازی
کار های شگفت انگیز با اتش
نقاشی هنرمندانه با فلاپی
گرانترین تاکسی های جهان
عکس هایی از مناظر چشم نواز و زیبا
باقی مطالب بخش گالری عکس...
فال و طالع بینی
سرگرمی و طنز
سخت ترین سوال!!!
چرا مرغ از خیابان رد شد؟
چه جوری میفهمی که الان در سال 2009 هستی؟؟
بزرگترین صف مترو
فرشته نگهبان!!!
یه کپی پیست باحال
عجیب ترین حوادث سال 87
شرح ندیم بهتره...
چلچراغ خونه !
دروغ های برخی پسران به دختران
قوانینی که نیوتون از قلم انداخت
قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج
فروشگاه شوهر
سرعت اینترنت هنوز هم !!!
روش های کشتن همسر
داستانک طنز حسنک
پسونک های مدرن بچه ها
طولانی ترین صف توالت جهان
رستم دستانم آرزوست
bluetooth - بلوتوس
پیغام گیر تلفن شاعران بنام
خواجــــه پیشی !!!
ارباب حلقه ها
عکس های خنده دار از ایران
قابل توجه خانم ها
عکس جالبی از شبهای تهران
باقی مطالب بخش سرگرمی و طنز...
بیوگرافی هنرمندان و بازیگران
مذهبی
مراسم معنوی اعتکاف دانش آموزان دختر
۱۰ سوالی که خدا از تو نمی‌پرسد!!
عجیب ترین مسجد دنیا
در طول عمر امام شک نکن !!!
شستشوی روح
نگاهی به زندگی‌ حضرت آیة‌الله‌ العظمى بهجت
نکته های قرآنی
حدیثی از امام صادق
مداحی بسیا زیبای بندرعباسی
تاثیر نماز بر افزایش عمر
فواید سجده کردن
آیات قرآن درباره دعا کردن
تأثیر نماز بر آرامش عضلات
استخاره و تفأل؛ آری یا خیر؟
خانه مهدی(عج) كجاست؟
حکمت داشتن مو از نظر اسلام
دلایل حرام بودن ترانه در اسلام
زبانحال امام زمان (عجل الله فرجه الشریف)
اولین ها
باقی مطالب بخش مذهبی...
جک و اس ام اس
آیا می دانستید که ؟؟؟
آیا می دانی فقط 2چیز وجود داره که نگرانش باشی؟
آیا می دانی تفاوت چپ دست ها با راست دست ها در چیست؟
آیا می دانی بهترین دانشگاه های جهان کجاست؟
آیا می دانی 10کشور امن دنیا کدام کشورهاست؟
آیا می دانی قوانینی که پیش از مرگ نیوتون وقت نشد آنها را به جامعه اثبات کند چه بود؟
آیا می دانی شخصیت شما به نحوه خوابتان بستگی دارد؟
آیا می دانی نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید کجاست؟
آیا می دانی ضدحال یعنی چی…؟
آیا می دانی متلک های جدیــــــد چیه؟
آیا می دانی علامت @ از كجا آمده است ؟
آیا می دانی پای راست شما احمق است می دانید چرا؟
آیا می دانی مردان دروغگوتر هستند یا زنان؟!
آیا می دانی آنــــچه دخــــــتران تمایـــــل دارند پســــــران بدانــــند؟!!
آیا می دانی زمان مرگ چه احساسی به ما دست می‌دهد؟
آیا می دانی دخترها چکار میکنند ، پسرها چه میکنند؟!
آیا می دانی عشق کافی نیست؟
آیا می دانی راز عجیب عدد 312 ؟؟؟
آیا می دانی ماه تولد ادمهای معروف چه ماهیست؟
آیا می دانی سؤال های بی جواب چیست؟
آیا می دانی شگفتیهای عدد 13 چیست؟
آیا می دانی 10 نکته خارق‌العاده که در مورد مایکل جکسون نمی‌دانستید؟
آیا می دانی ایرانیان سرشناس دنیا و گمنام در ایران چه کسانی هستند؟
آیا می دانی 15 سئوال مهم در مصاحبه شغلی چیست؟
آیا می دانی شغل دوم گزارشگران مشهور فوتبال صداوسیما چیست؟
آیا می دانی شغل دوم ستارگان فوتبال ایران چیست؟
آیا می دانی چرا مرغ از خیابان رد شد؟
آیا می دانی عید نوروز چگونه شكل گرفت؟
آیا می دانی بزرگترین جمله انگلیسی چیست؟
آیا می دانی معنی نام کشورهای جهان چیست؟
آیا می دانی «سایپا» مخفف چی هست؟
آیا می دانی 25 مرگ عجیب و غریب در دنیا چی بود؟
آیا می دانی مخترع آیس پک کیست؟
آیا می دانی موسس مایکروسافت چگونه در دفتر خود کار می‌کند ؟
آیا می دانی کارت عابر بانک هم پلیس را خبر میدهد؟
آیا می دانی مرتفع تری های جهان کجاست؟
آیا می دانی چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم باشد؟
آیا می دانی این تصویر چیست؟
باقی مطالب بخش آیا می دانید که؟...

   چت باکس بیاتوبندر